قسمت هشتم/شرح زندگی آیت الله رئوفی (حاج آقا)

آیت الله رئوفی

آن زمان هشت بندي مانند امروز آباد نبود و وقتي ما آمديم ، اهالي محترم پشت کوه مثل مشهدي طالب و سايرين آمدند و گفتند : اين جا صلاح نيست زندگي کنيد ، اين جا صحرا است و نمي توان زندگي کرد . وبرادران واقربا اصرارداشتند به زادگاهم درسنگ ویا روستای جمع دولتی برویم.

 

به گزارش «گروه تاریخ و اندیشه پایگاه خبری هشت بندی»در قسمت قبل خواندیم: شروع دوباره تحصیل ایشان و حاضر شدن درکلاس های حضرت امام خمینی(ره) و  همچنین سفرشان به مکه و بیت المقدس،در این قسمت خواهیم خواند: بازگشت به ایران وسکونت درهشت بندی، معرفی اولین ساکنان در روستاهای توکهور و چراغ آباد

 

بازگشت به ایرانوسکونت درهشت بندی
حدود سال 1345 بود که با ماشين ازمسير اسلام آباد ، کرمانشاه ، همدان ، قصر شيرين ، کرج و بعد تهران  حرکت کرديم .از تهران براي زيارت حضرت معصومه (ع) به قم رفتيم . در اين زمان خيابان ها آسفالت شده بود . بعد از زيارت از قم ماشين گرفتيم و بسوي کرمان و پس از آن به سمت بندرعباس رهسپار شديم .


جاده هاي بندرعباس هم آسفالت شده بود . از بندرعباس هم ماشين گرفتيم و به ميناب آمديم و از آنجا هم با ماشين ازمسیرکریان ودرون رودخانه سرنی بسوي توکهورو هشت بندي حرکت کرديم و به اين جايي رسيديم که اکنون زندگي مي کنيم .روستای هشت بندی 55کیلومترتا میناب و60کیلومترتا رودان و160کیلومترتا مرکزاستان بندرعباس فاصله دارد ودرآن زمان درتقسیمات کشوری یکی ازروستاهای شهرستان رودان بود و بعد از پیروزی انقلاب بنابردرخواست مردم ونزدیکی بیشتربه شهرستان میناب وبدلیل رفت وآمد بیشترمردم وامکانات رفاهی وادارات وسازمانهای دولتی بیشتر درشهرستان میناب ازرودان منتزع وبه میناب الحاق گردید.


 آن زمان هشت بندي مانند امروز آباد نبود و وقتي ما آمديم ، اهالي محترم پشت کوه مثل مشهدي طالب و سايرين آمدند و گفتند : اين جا صلاح نيست زندگي کنيد ، اين جا صحرا است و نمي توان زندگي کرد . وبرادران واقربا اصرارداشتند به زادگاهم درسنگ ویا روستای جمع دولتی برویم.


لیکن ما از روش وسیره انبياء و اوصياء الهي پيروي نموديم و چون به نتيجه صبر و اايستادگي در برابر سختيها و توکل بر خدا  اميدوار بوديم به حضرت ابراهيم(ع) ونبی مکرم اسلام (ص) اقتدا نموديم ودر همانجا ساکن شديم ، چراکه برای آینده برنامه داشتم ووقتی انسان درزندگی برنامه ریزی داشته باشد بایدبرای حصول به اهداف برنامه صبروحوصله داشته باشدومشکلات فرارویش راهم تحمل کند .

بنا برفرمایش مولای متقیان علی (ع) رحم الله امراء علم من این وفی این والی این .
یعنی رحمت خدابرکسی که بداندازکجاآمده است ودرکجاقرارداردوبه سوی کجامی رود.
فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ


پس همان‌گونه که فرمان يافته‌اي، استقامت کن؛ و همچنين کساني که با تو بسوي خدا آمده‌اند (بايد استقامت کنند) و طغيان نکنيد، که خداوند آنچه را انجام مي‌دهيد مي‌بيند .(این آیه وقتی برپیامبراسلام(ص) نازل شدبعدازآن کسی آن حضرت راخندان ندید وخیلی زودپیرشدوقتی سئوال کردندجواب فرمودسوره هودوواقعه مراپیرکردند)


تا به حمد وسپاس الهی اين صبر و استقامت نتيجه بخش شد مردم به تدریج کوچ کردند وآمدند به سوی هشت بندی وهشت بندی فاقد سکنه به شهرمبدل گشت .


درهشت بندي فرزندانم علي، يوسف،مرتضی  ،سکينه،مصطفي ومرحوم جعفر  بدنيا آمدنداوايل آبادي نبود و سکنه زيادي نداشت . تنها اهالي محترم توکهور شامل مرحوم مشهدي کريم سلطاني،مرحوم مشهدي سهراب ميرزايي،مرحوم غلامشاه خيرانديش ،مرحوم حاج روشن اميني، مرحوم کربلايي عيسي رستاخيز،حاج عيسي کريمي ،مشهدي عباس رستاخيز و عده معدودي ديگر بودند که اول خرداد و تابستانها مي رفتند سرني و زمستان ها يعني اوايل آبان به توکهور بر مي گشتند .


در چراغ آباد هم چند تا خانه بود و در قسمت پايين نخلستان فقط خانواده حسين خان بيژن پور ومرحوم مشهدي لي لي و مشهدي ناصر بودند که در يک قسمت دام داشتند . در قسمت ديگري هم مشهدي موسي سالاري و مشهدي اللهيار بودند که دامداري مي کردند و بقيه مناطق صحرا و جنگل بود که به مصرف خوراک دام ها مي رسيد . آن زمان زمينهاي منطقه آزاد بودند و به کسي تعلق نداشت و حتي در زمينها کشاورزي هم نمي شد . وقتي انقلاب پیروز شد يعني در سال 1357  حدوداً 10 سال بود که هشت بندي رو به آباد شدن و توسعه گذاشته بود. ابتدا که ماساکن شديم تصور نمي کرديم که اين منطقه با اين سرعت پيشرفت نمايد .


احداث دبستان در روستای توکهور
حدودداً 3سال پس از سکونت ما در هشت بندی اولین مدرسه ابتدایی  درسال 1347باپیگیری مرحوم کربلایی محمود واهالی محترم توکهور درسال1348 دروسط منطقه آن زمان ،کنارمنازل مرحوم حاج روشن امینی، مرحوم غلام شاه خیر اندیش و مرحوم حاج علی ذاکری که از برنطین به توکهور نقل مکان کرده بود با حصیر احداث گردید .


اولین معلم آقای غلام صادقی ازبرنطین برای تدریس به توکهورآمد وتعدادخانوار ساکن درتوکهوروهشت بندی 70 خانواربود. قبل ازآن بچه های اهالی محترم توکهور باپای پیاده به مدرسه  درسرنی می رفتند بعدا با ازدیاد جمعیت مدرسه سه کلاسه باخشت وگل بنا شد . بچه ها تا  کلاس پنجم ابتدایی  و تا زمان پیروزی انقلاب در همین مدرسه درس می خواندند .

 

در قسمت بعد خواهیم خواند: زندگی نامه فرزندان ایشان از تحصیل در مدرسه ابتدایی تا ازدواج و تشکیل خانواده

درگذرزمان
زندگي نامه وخاطرات آيت الله غلامحسين رئوفي
تدوین : علی رئوفی

کد خبر9308387