قسمت هفتم/شرح زندگی آیت الله رئوفی (حاج آقا)

آیت الله رئوفی

در قسمت قبل ادامه سفر به زادگاهشان و شروع سفرهای ارشادیشان و بازگشت دوباره به عراق را خواندیم در این قسمت خواهیم خواند: شروع دوباره تحصیل ، حاضر شدن درکلاس های حضرت امام خمینی(ره) و سفر به مکه و بیت المقدس

 

به گزارش پایگاه خبری هشت بندی،در قسمت قبل ادامه سفر به زادگاهشان و شروع سفرهای ارشادیشان و بازگشت دوباره به عراق را خواندیم در این قسمت خواهیم خواند: شروع دوباره تحصیل ، حاضر شدن درکلاس های حضرت امام خمینی(ره) و سفر به مکه و بیت المقدس

 

سفر دوم به عراق

در اين سفر مادرم مرحومه مشهدي صفيه هم با ما همراه شد و ما با هم به نجف رفتيم و آنجا مانديم . من در نجف به تحصيلاتم ادامه دادم . در دوره اول سفر به عراق حدود16 سال در عراق اقامت داشتم و در سفر دوم هم حدود 6 سال مانديم . در اين مدت احمد[1] و محمود[2]در نجف بدنيا آمدند . يک دختربه نام معصومه خدا بعد از احمد به ما داد که متاسفانه در سن کودکي فوت کرد[3] . يک بار که با خانواده به کاظمين رفته بوديم در زمان بازگشت از زيارت چون توي ماشين پهلوي خودمان جا نبود دخترک را جلو گذاشتيم ، در اين موقع آقايي نگاه کرد و گفت : حاج شيخ اين بچه ها همه مال شما هستند ؟ و متاسفانه تا به نجف برسيم اين طفل معصوم از دنيا رفت . ما 15 خرداد 1342 در نجف بوديم که امام راحل (ره) به عراق تبعيد شد و بنده حدود يکسال ازمحضرایشان دردرس فقه بهره بردم.

اولین سفربه بیت الله الحرام ومدینه منوره

بعد از سفر دوم به عراق ازمحضرحضرت آیت الله العظمی شاهرودی استفتاء نمودم .

متن استفتاء

این جانب یکی ازطلاب گمنام در مدرسه قزوینی هستم و مدت 16 سال است که مشغول تحصیل می باشم . بنده در محل تولدم که منطقه ای در صد کیلومتری شهر میناب است ودرروستایی بنام مرز و دهندر منتهی به درسنگ ، چند اصله نخل و دو قطعه زمین دیمه کار ، یک قطعه در دهندر و یک قطعه در رودبارو دارم که سهم الارث این جانب از طرف پدر و مادرم می باشد . ارزش فعلی نخلها و دو قطعه زمین چهار هزارتومان است که احتیاجی به آنها ندارم ، چرا که خرج زندگی مرا مراجع عظام وعلما ازطریق پرداخت شهریه تامین می فرمایند . با این شرایط آیا استطاعت در مورد این جانب و امثال من صدق می کند یا خیر ؟ آیا حج خانه خدا بر من واجب است که بجا آورم ؟

جواب : وجوب شما قطعی است و شما مستطیع می باشید . فوراً از فرصت استفاده کنید و حج واجب خود را بجا آورید .

با این جواب دو نفر از دوستان که آنها هم از محصلین مدرسه قزوینی و از مقلدین آیت الله العظمی شاهرودی بودند بامن همسفر شدند . با کاروانی مجهز به وسایل همان زمان براه افتادیم .   مسئولیت کاروان را شیخ حسن اصفهانی و دو برادر خانم ایشان که از سادات کاشانی بودند ، بر عهده داشتند . وسیله نیز یک اتوبوس چوبی بود که گنجایش تقریباً 20 نفر را داشت . کرایه رفت و برگشت از نجف تا سوریه و اردن و از آنجا به مکه و مدینه حدود80 تومان ، می شد . البته سایر مخارج با خود مسافر بود .

از نجف حرکت کردیم شب به کاظمین رسیدیم . صبح فردا از کاظمین راه افتادیم و شب به مرز عراق و سوریه رسیدیم . پس از کنترل گذرنامه ها صبح روز بعد وارد خاک سوریه شدیم و بعد از عبور از سوریه به مرز اردن رسیدیم . در اینجا یک هفته برای کنترل گذرنامه ها معطل شدیم . پس از آن به مسیرتبوک رسیدیم .

جاده ها همه شن روان بود و ماشینها مرتب در این شنها گیر می کردند به طوری که مسافران مجبور می شدند پیاده شوند و با وسایلی که در دسترس بود اتوبوس را از داخل شنها بیرون بکشند .به این ترتیب چند روز دیگر در راه بودیم تا به تبوک رسیدیم .

در تبوک مسجدی بود که رئیس کاروان از خادم آن خواهش کرد بعلت طوفانی بودن هوا و نبود دید مناسب برای رانندگی اجازه دهد تا در آنجا اطراق کنیم . خادم مسجد هم با چند شرط قبول کرد ، اولاً : کسی در مسجد سیگار نکشد و دوم اینکه همه زوار باید پشت سر امام جماعت مسجد نماز بخوانند . قبول کردیم . برای نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا پیش نماز می آمد و لی مسجد برای نماز صبح امام جماعت نداشت و همه مجبور بودیم پشت سر خادم مسجد نماز بخوانیم .

خلاصه بعد از چند روز هوا خوب شد و گذرنامه ها ورودی خورد و کاروان از تبوک حرکت کرد و به خیبر رسید . زوار مدتی در قلعه خیبر که مکانی تفریحی بود گردش کردند و بعد بسوی مدینه النبی براه افتادیم . در مدینه به زیارت خاتم الانبیاءمحمدمصطفی(ص) و حضرت زهرا (ع)و ائمه بقیع ( امام حسن و امام سجاد و امام محمد باقر و امام جعفر صادق (ع) ) و همسران پیامبر(ص) و ام البنین (س) وهمین طور حضرات عبد المطلب و ابوطالب(ع) و حضرت خدیجه (س) و حمزه عموی پیامبر اسلام(ص) و سایرین رفتیم . وقتی در بقیع مشغول زیارت بودیم زوار برای اینکه راحت زیارت کنند سکه پرت می کردند و وقتی شرطه ها مشغول جمع کردن سکه می شدند ، زوار از فرصت استفاده می کردند و مقداری از خاک تربت را برای تبرک بر می داشتند . در آن زمان هنوز دولت عربستان در آمد زیادی از نفت نداشت و وضعیت اقتصادی و اجتماعی مردم تعریف چندانی نداشت .پس از آن در مسجد شجره احرام عمره تمتع را که وظیفه حجاج بعید است ، بستیم .....

سفر به بیت المقدس

زمان برگشت رسید و کاروان بسوی اردن براه افتاد . با رئیس کاروان قرار گذاشتیم که از اردن بسوی بیت المقدس برویم . در آن زمان بیت المقدس در اختیار اردن بود . با دو ماشین اردنی به بیت المقدس رفتیم و زیارت کردیم . در بیت المقدس حضرت ابراهیم (ع) و پیامبران دیگری مدفون می باشند . بعد از زیارت بسوی اردن برگشتیم و از آنجا راهی سوریه شدیم . در آن زمان نوسازی حرم حضرت زینب سلام الله علیها توسط ایرانیها تازه شروع شده بود . یک هفته در سوریه توقف داشتیم و پس از آن بسوی عراق حرکت کردیم .

 

در قسمت بعد خواهیم خواند: بازگشت دوباره ایشان به هشت بندی و سکونت در محل فعلی، احداث دبستان در روستای توکهور و اولین معلم این دبستان

درگذرزمان

زندگي نامه وخاطرات آيت الله غلامحسين رئوفي

تدوین : علی رئوفی

 

 



[1] - احمد متولدسال1342درنجف اشرف است.

[2] - محمودمتولدسال1345شمسی درنجف است.

[3] -چندتن ازاطفال درنجف،درسنگ وهشتبندی به علت بیماری سیاه سرفه،سرخک وسایربیماریها وفقدان بهداشت وواکسن ازدنیا رفتند

کد خبر9306359